بالاخره در اين گوشه از ملک ملکوت محلی به اجارت از مشدی داريوش اسماعيلی آگاه بر اسرار الهيه و ظرايف اينترنتيه يافتيم. خداش اجر دهاد.
اگر پرسی که چرا نام سيبستان نهادی اين صفحات را گويم که آن آدمستان باشد در حقيقت بدان اشارت که قصه آدم از سيب آغاز گشت.
در آدمستان سخن از هر جنس می رود چنان که آدمی خود در ظرف درهمجوشی می زيد از سياست و آداب و کار و فرهنگ و تاثرات.
اگر از نويسنده پرسی گويمت که دوستدار ايران است و مردم پارسيگوی از نشابور و هری و شيراز و ری تا بدخشان و ختلان و بلخ و بخارا. جز اين چه نشان ديگر چه ارزد گفتن را؟

تاجیکستان پاره ناشناخته تن ایران
نمایش که تمام شد از من پرسیدند که چرا تاجیکستان. چیزهایی گفتم که درست یادم نیست. باید چیزی از عشق گفته باشم و پیوند دیرین