ارزش سازش
متأسفانه ساختار حاکم بر سياست ايران چه در داخل و چه در خارج، چنين است که با مفهوم سازش بيگانه است. و با هدف پيروزي و پيشروي وارد ميدان مي شود. ولي در مواجهه با مشکلات، شکست و عقب نشيني را بر سازش و توافق ترجيح مي دهد. زيرا پذيرش اصل سازش [در هر زمينه اي] را به نوعي خط قرمز تلقي مي کند. مطالعه ادبيات رسمي ايران مويد اين ادعاست. بنابر اين مي توانم حدس بزنم که اين پرونده مستقل به اين که به شوراي امنيت برود يا نرود، احتمالاً به هر چيزي ختم مي شود الا به سازش و اگر به سازش ختم شد، در اين صورت شاهد عصر جديدي در سياست کشورداري ساختار قدرت در ايران خواهيم بود.
اگر ايران طرح روسيه را نپذيرد چه راه هايي در برابرش وجود دارد؟
راه هاي بسيار وجود دارد. مشروط به اين که کلمه “ايران” در پرسش شما به معناي کامل و دقيق تعريف شود. ايران يعني 70 ميليون نفر جمعيت با قدرت بالقوه اقتصادي و فرهنگي و سياسي و حتي نظامي گسترده. چنين ايراني اگر يک دولت منبعث از اراده ملي داشته باشد و تمام شهروندان آن حقوقشان به شکل معقولي رعايت شود، و دموکراسي در حداقل هاي لازم در آن برقرار شود، آزادي هاي سياسي و بيان وجود داشته باشد و خواست مردم رعايت شود، چنين ايراني طبعاً در سياست خارجي خود از يک سو واجد قدرت قابل توجهي خواهد بود که کشورهاي ديگر نمي توانند آن را از حقوق اوليه اش محروم کنند. از سوي ديگر، مذاکره کنندگان چنين دولت مردم سالاري به واسطه لياقت و متعهد بودنشان هم از توانايي کافي براي دفاع از منافع ملي برخوردارند و هم انگيزه هاي کافي و لازم را براي تحقق اين هدف دارند.
اما اگر کلمه “ايران” در پرسش شما به ساختار قدرت در وضع موجود برگردد، راه هاي قابل توجهي پيش پاي آن وجود ندارد. البته تا وقتي که خزانه دولت از جيب ملت و ثروت خدادادي نفت بي حساب و کتاب پر مي شود، اصحاب قدرت در ايران چندان در بند پيامدهاي تصميماتشان نيستند. اما روزي که اين کفگير به ته ديگ خورد قضيه فرق خواهد کرد.
اظهارات مکرر آقاي احمدي نژاد در خصوص اسراييل چه تأثيري بر مذاکرات هسته اي دارد؟
از همان ابتدا که اين اظهارات عنوان شد اعتقاد داشتم که با دقت و حساب زده شده است، زيرا پاسخ دادن به مطالبات مردم بر اساس شعارها و وعده هاي داده شده در انتخابات امري غير ممکن است و چاره اي جز طرح مسايل تند خارجي و منتقل کردن مسايل از داخل به خارج وجود ندارد. ضمن اين که آنان اعتقاد دارند بهترين دفاع، حمله است و اين حمله موجب خواهد شد که طرف مقابل عقب نشيني کند. البته من با اين استدلال چندان مخالف نيستم. اما معتقدم که مصداق آن اشتباه گرفته شده است، ايران فعلي و صاحبان قدرت آن در وضعيتي نيستند که اين استدلال براي آنان جوابگو باشد. چنين اقدامي نوعي فرار به جلو است که بيشتر با وضعيت کنوني ما انطباق دارد و در نتيجه اين اظهارات تأثيرات منفي تري بر پرونده هسته اي ايران مي گذارد و اهداف تعيين شده آن را تأمين نمي کند.
———
* از گفتگوی عباس عبدی با روز در باره سياست هسته ای ايران.
