جنگ سرد: حمله رمضان زاده، سخنگوي دولت، که روز قبلش بعضي رفتار ها را در مورد طرح جدا کردن زن و مرد را رفتار طالباني دانسته بود، بيش از هر چيز مجلسي ها را ناراحت کرده بود. اما اين اتفاق يک خوبي داشت که سبب شد همه شان از اين حرف تبري کنند. و ضمن بد و بيراه گفتن به رضان زاده، نسبت به اينکه اهل خشونت نيستند و مي خواهند در جامعه طرفدار آزادي باشند حرف زدند. چه بهتر از اين. خدا کند که اين نظرات مجلس تاثيري هم بر نيروي انتظامي که با اين هجوم گسترده در خيابانها به گمان خود تقوي را دارند جايگزين فحشا مي کنند، داشته باشد.
از قضا جايي که من نشسته بودم، آقاي خوش چهره، شميراني رئيس دفتر آقاي حداد عادل و آقاي کوچک زاده که مواضع ايشان به حزب الله نزديک است و در جلسات اوليه شعار مرگ بر آمريکا مي داد هم بودند. آخراي سالن نشسته بوديم. گاهي شوخي مي کرديم. حرف مي زديم. يکبار هم با آقاي کوچک زاده حرف زدم. خيلي جدي فرمودند من با کساني که از آنها متنفرم نمي توانم صحبت کنم. انصافا قاطعيت داشت. من هم البته تصميم نداشتم بخاطر اين حرف آقاي کوچک زاده خودم را از پنجره پرتاب کنم! به بحث با نماينگان مجلس ادامه دادم.
القصه: قرار است تعامل خوبي بين مجلس و دولت برقرار شود. (نقل از وب نوشت)

تاجیکستان پاره ناشناخته تن ایران
نمایش که تمام شد از من پرسیدند که چرا تاجیکستان. چیزهایی گفتم که درست یادم نیست. باید چیزی از عشق گفته باشم و پیوند دیرین