فکر کردید دلقک شدم شماها بخنديد؟

نمی گويم همه کسانی که سيبستان را خواندند نظرشان را گذاشته اند اما اگر بر اساس نظر کسانی که به خود زحمت نوشتن داده اند نظری به دست آورم اين خواهد بود که: مردم اندر حسرت فهم درست! تنها چند نفری معدود تا آستانه منظور آمده اند اما از درگاهی ديگر و به ميانه و مرکز نرسيدند. حيف! بنده خدا اين يکی که آمده آمار بازديد ها را چک کرده و فکر کرده چه منتی گذاشته سر من اين اخوی ناتنی نشسته-در-تورنتو که لينک داده. فکر کرده بازی است. بازی آمار و شمار و مشتری. من دوست داشتم 100 خواننده داشتم و همه شان جدی بودند در خواندن و نوشتن. 10-20 خواننده داشتم و همه مان اهل بحث و يقه گيری و نکته سنجی بوديم. ما هنوز که هنوز است از خوان نعمت آن چهار تن که يکی شان هدايت بود می خوريم. کاش 4 خواننده داشتم. همچون برادر تنی. 

يعنی واقعا منظور من روشن نبود؟ فکر کردید دلقک شدم شماها بخنديد؟

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و