در ارزش وفاداری

گئورگ زيمل جامعه شناس آلمانی در عبارتي پر معنا به اهمیت خصیصه ی وفاداری در حفظ و بقاي ثبات اجتماعی اشاره می کند:

« بدون پدیده ای که آن را وفاداری می نامیم جامعه مطلقاً نمی توانست برای هر مقطع زمانی، آن گونه که وجود دارد، وجود داشته باشد. عواملی که جامعه را زنده نگه می دارند( مثل نفع شخصي اعضای آن، اظهار نظرها، اجبار، ایده آلیسم، عادتهای مکانیکی، حس وظیفه شناسی،عشق، سکون ) نمی توانستند آن را از فروپاشی حفظ کنند اگر با عامل وفاداری تقویت نمی شدند. »

وفاداری در سطح فردی عبارت است از پایبندی به ارزشهای خاصی که در طول زمان صورت و اهمیت اولیه خود را از دست داده اند. وفاداری از احساس بر نمی خیزد بلکه با روح آدمی پیوند دارد. بعبارتی احساس فردِ وفادار، تحت نظارت و کنترل وضعیتِ روحی و روانی اش  قرار می گيرد. در این حالت ممکن است احساس فرد نسبت به یک پدیده منفی باشد ولی روحیه ی وفاداری باعث ایجاد نگرشی مثبت به آن گردد.

از:
ابی نکته گو

اما گويی اين روزها خيانت سکه رايج شده است و شکستن پيمانها و پشت پا زدن به قرار و مدارها و هرهری مذهب بودن. چرا وفاداری غيرممکن شده است؟ و جامعه ای که از ملاط وفاداری بی بهره است چگونه جامعه ای است؟

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی

کلمات

ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه برمی‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و