چگونه پست مدرن بنويسيم و حرف بزنيم: اهميتی ندارد كه شما از پست مدرنيسم چيزی ندانيد، مهم اين است كه بتوانيد به “زبان پست مدرن” سخن بگوئيد. حتما برايتان پيش آمده كه بخواهيد ديدگاهی فرهنگی يا انديشه‌ای خردمندانه را در جمعی از افراد فرهيخته مطرح كنيد، اما حس می‌كنيد كه به نظر شما توجه نمی‌كنند يا خودتان را به اصطلاح “تحويل” نمی‌گيرند. علتش بی گمان اين است كه هنوز ياد نگرفته ايد به زبان پست مدرن حرف بزنيد.

اولين چيزی كه بايد توجه كنيد اين است كه در محافل سطح بالا زبان واضح و روشن به كار نمی‌آيد. اين بيان صاف و ساده متعلق بود به عهد مدرنيته، كه دورانش سپری شده است. زبان پست مدرن با انواع و اقسام شگردها و فوت و فن‌های زبانی ادا می‌گردد. اين نوع زبان آوری البته كار سختی است و هر كسی از عهده آن بر نمی‌آيد، اما به نظر من يك راه حل ساده دارد و آن هم استفاده از زبانی پر پيچ و خم است. فرض كنيم قصد داريد اين جمله را بيان كنيد: “بايد به نظر مردم بيرون جوامع غربی توجه كنيم تا از مسائلی كه بر ما اثر می‌گذارند، آگاه شويم.” اين جمله البته هيچ عيبی ندارد، اما اصلا گيرا نيست. مثلا از واژه “نظر” شروع كنيم. اين واژه خيلی پيش پا افتاده است. به زبان پست مدرن بايد بگوئيم: “صدا”، و از آن بهتر “آوا” است. اما اگر بخواهيم پست مدرن ناب باشيم، بايد بگوئيم: “گستره چند آوايی”! اينجا بد نيست يك صفت شيك هم به عبارت اضافه كنيم، چيزی مانند “بينامتنی”. عبارت “مردم بيرون جوامع غربی” هم از آن حرفهای بی رنگ و بو است. بهتر است به جای آن بگذاريم: “فراشدهای پسااستعماری.”

چيز مهمی كه نبايد فراموش كنيد اين است كه در زبان پست مدرن، در كنار مفاهيم آشنايی مانند نژادپرستی و سكس گرايی و پيرآزاری، به يك سری اصطلاحات چندپهلوی پيچيده نياز داريد، مانند نرينه – كلام محوری (كه عبارتست از مردگرايی جنسی درآميخته به علم كلام سنتی). فعلی كه در جمله به كار برده ايم نيز زيادی “رو” و سرراست است و بايد فكری به حال آن كرد. به جای “اثر می‌گذارند” می‌توان افعال جالبتری گذاشت، مثلا چه اشكالی دارد كه بنويسيم: “بنياد هستی شناختی ما را قالب بندی می‌كنند.” بله، خيلی بهتر است! می‌بينيد كه از آن جمله بی رمق قبلی، به اين عبارات گوش نواز پست مدرن می‌رسيم: “بايد به گستره چند آوايی بينامتنی كه از فراشدهای پسااستعماری برمی خيزد، گوش فرا دهيم تا از بنيادهای نرينه – كلام محورانه‌ای كه بنياد هستی شناختی ما را قالب بندی می‌كنند، آگاه شويم.”

گاهی پيش می‌آيد كه شما برای تدوين يك متن پست مدرن وقت كافی نداريد يا از اصطلاحات و برابرنهاده‌های تازه بی خبر هستيد. هيچ اشكالی ندارد! به ياد داشته باشيد كه شما می‌توانيد حرفهای بی معنی هم بگوئيد، به شرط آنكه بدانيد چطور بگوئيد. مثلا اگر خواستيد به سرعت برق يك متن پست مدرن سرهم كنيد، پيشنهاد می‌كنم تا آنجا كه می‌توانيد پيشوندها و پسوندها و معترضه‌های گوناگون را در كنار انواع و اقسام نقطه گذاری‌های جورواجور به كار بگيريد. برای پرهيز از اتلاف وقت توصيه می‌كنم يك جدول رسم كنيد با سه ستون. در ستون اول پيشوندهای مفيد را بگذاريد: پيشا، پسا، بينا، ورا، فرا و غيره…. در ستون دوم پسوندهای اسم ساز را رديف كنيد: گرايی، ستايی، سالاری، پرستی، ستيزی، زدايی، باوری، مداری، مندی و غيره…. در ستون سوم يك سری صفت‌های تخصصی درج كنيد، با استفاده از نام نظريه پردازان پست مدرنيسم. با اسم بنيادگذاران اين جنبش می‌توان دهها اصطلاح فنی ساخت: بارتی و بارتگونه (از رولان بارت)، فوكويی و فوكوگرايی (از نام ميشل فوكو)، دريدايی و دريدامآبی (از نام ژاك دريدا) الخ… ( نقل از: استفن کتز/ برگردان علی امينی: چگونه پست مدرنيسم بياموزيم؟، ايران امروز؛ و اگر هم به متن اصلی علاقه مند هستيد:  How to speak and write postmodern)  

مطالب دیگر

خُلبانگ پهلوی

یکم. آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در اپوزیسیون ایرونی اتفاق افتاد از هر منظر که نگاه کنیم نمایشگر بی هنری است! هر حرکت اصیل اجتماعی