اين بنياد ميراث ايران (Iran Heritage
Foundation )هميشه برنامه های سنگين و پرخرجی را طراحی و اجرا می کند اما امشب
حتی با در نظر گرفتن برنامه های پيشين معرفی فرهنگ ايران به کوشش همين بنياد واقعا
يک شب استثنايی بود.
موزه با عظمت آلبرت و ويکتوريا پذيرای دست کم 5 هزار بازديد کننده بود که به بوی
ايران و گذراندن ساعاتی با فرهنگ و موسيقی و رقص و سينمای ايران و ديدار با جمعی از
چهره های سرشناس آن به موزه هجوم آورده بودند. حتی غذای ايرانی هم جای خود را داشت
و صف طويل رستوران بسياری را برای چشيدن غذاهای ايرانی که بوی معطرشان فضای خارجی
رستوران را هم پر کرده بود ناکام گذارد.
برای من البته ناکامی اصلی ديدن فيلم “ماهتاب” استاد کيارستمی بود که مرا در
عقيده خود نسبت به مهارت استاد در خسته کردن تماشاچی راسخ تر کرد! تصورش را بکنيد
که بيش از 20 دقيقه فيلم فقط روی تصوير لرزان ماه در آب فيکس شده باشد و آن وسط کمی
هم باران و رعد و برق. فکر کنم خيلی ها روی رودربايستی نشستند. من هم حوصله تمرين
می کردم. ولی از حق نگذريم صدای فيلم که مجموعه درخشانی از صدای قورباغه و سگ و
خروس و در آخر پرندگان صبحگاهی بود لذت بخش بود.
اما بخش کم نظير بل بی نظير برنامه نمايش مد بود کار طراحان ايرانی: مسعود
انصاری، شيرين گيلد، مريم مهدوی، شادی پرند و لعيا ترکمان. هر که اين فکر بکر را
کرده بود و به اجرا درآورده بود نبض زمانه دستش بوده است. من کمی فيلم گرفتم و
بسياری عکس. اينجا چشمان شما را به اين نمايش مد مهمان می کنم گرچه اندکی از بسيار
است. با اجازه شما نقل اين عکس ها بدون کسب اجازه کتبی ممنوع است! لينک دادن البته
آزاد:
در بخش ديگری از برنامه که در ميان يکی از تالارهای موزه اجرا شد خانمی به
زيبايی چرخ صوفيانه ای با موسيقی گمانم شهرام ناظری می زد. رقص دلفريبی بود. خاصه
برای من که چند سالی است کشف کرده ام چرخ زدن در رقص صوفيانه منشا تاجيکی دارد و آن
را در فيلم مستند چرخ و فلک هم پرورانده ام. ولی گمانم رقصنده چرخنده ما بدون اطلاع
از اين منشا از کار دراويش چرخنده مولويه تقليد می کرد و کارش هم بسيار خوب بود. او
آنقدر به دور خود چرخ زد که به دوستان گفتم اين خانم رکورد چرخ زدن را شکسته است.
بعد که با او صحبتی دست داد دريافتم که رقص تنها هنر او نيست. لعيا ترکمان يکی از
همان طراحان لباس در نمايش مد بود:
