Day: می 1, 2006

آبی آسمانی

دنيا ايستاده استسيبهايی به هوا انداخته امکه هزار چرخ بخوردو برگرددهيچيکبرنگشته استگويی نه در مدار من که در مدار ديگریچرخ می خورد هر سيب که به هوا می اندازميا ذغال گداخته سرخی می شودمثل زمينو می رود به مدار خودمدار خويشيا شهابی که سوخته می گذرد گاهی خدايی هستم که در زمين ساکن استگاهی کودکی حيراناز سيبهايی که برنگشته اند