Day: جولای 30, 2005

روشن نگه داشتن شمع اميد

چه کار خوبی! مردم ما خانه گنجی را به شمع آذين کرده اند. همه هستند از زن و مرد و صاحبنام و گمنام و خردسال و بزرگسال. کاش من هم آنجا بودم. اما دور باشم يا نزديک در خانه من نيز شمع گنجی روشن است. … … روشن نگه داشتن شمع اميد اين کاری است که می توانيم کرد. یه شب

سه شنبه 9 اوت:بحران تيغی دولبه است: اگر تا چند روز پيش، بعضي افراد مي‌گفتند كه حكومت در پي حل مساله گنجي است، اما او خود يكدندگي مي‌كند، اينك به عيان مي‌بينند كه همه دوستان گنجي براي پايان دادن به اعتصاب او بسيج شده‌اند، ولي اين طرف مقابل است كه نه فقط به موفقيت اين ابتكار علاقه‌اي نشان نمي‌دهد، بلكه با هجوم

شمعی به ياد گنجی روشن می کنم

به خانه می رسم با انديشه ای پريشان و محزون. تمام روز به گنجی فکر کرده ام. اين روزها گنجی بخشی از ذهن و خاطره و خانواده و رفتار ما شده است. با او می ستيزيم و با او آشتی می کنيم. چه دعواها با هم کرده ايم چه خنده ها با هم داشته ايم. اما امشب ديگر به ستيز