Day: می 15, 2004

ماه دزديده

ماه دزديده زير چادر شبعشق می بازدتن سپيدش به نقره می زندلبانش کبوداز آتشی سردچل گيس بافتهبر سرين اش می لغزدبه زير ابر بارانیپنهان می شودتن سپيدش اما هنوزپيداستباد با هوس بر تن چادردست می کشدو سوت می زندزير ستاره هاصدايی نيستمگر ترانه بوسه و بارانی که اينک خواهد باريد