Day: ژوئن 4, 2003

از کوچه شما عبور کرده بود

يک. درد اول او را نمی شناسيداو را که جان به عشقداده استو با گامهای بارانی اشدر کوچه های خيس سفرهای انزواگم شده است. “ای تن سبز ديوارهای کهنه ای که بوی گياه و خاک می دهيد!مرا پناه دهيدچون سرگشته برگی که از خاطرات پاييزی هراسان است.” تنها نصيب تو تماشا بود ای نگاه سوخته! “ای هستی پريشان باد!بر اين