Day: اکتبر 11, 2008

خیال نکن چیزی در این عالم بی حساب است و ان ادخلتني النار اعلمت اهلها اني احبک …  از تمام آن نوشته ها عبور مي کنم و اين بار بي هيچ قصدي و بي هيچ ترديدي مي نويسم . بي انتظار هيچ نتيجه اي . بي اميد به حصول هيچ حاصلي . و مگر جز اين آموخته ايم ، جز

چشم بدت دور ای بدیع شمایل

روز عجیبی داشتم. مثل اینکه فرزند آدم را بخواهند دوشقه کنند. مادر باشی چه کار می کنی؟ شب که به خانه رسیدم نکته ای یادم آمد. سال گذشته در این روزها چه غوغایی بود. رفقا همه دست به دست هم شده بودند که زمانه را کله پا کنند. موفق نشدند. اما تلاش شان را ادامه دادند. و می دهند. چه