Day: ژانویه 6, 2006

تعريف روشنی از کار روشنفکرانه پرسش اصلی این است: چه کاری را می توان روشنفکرانه خواند؟ دقیق تر بگویم: کجا کار فکری فرد تبدیل به کار روشنفکرانه می شود؟  در این مورد تعریف موقتی از کار روشنفکری را ( که نهایی و ذات باورانه هم نیست ) پیش کشیده ام که باید در معرض بحث و انتقاد قرار گیرد. اگر این

مردی که پرده عصمت دريده بود

شارون را ديگر رفته بايد گرفت. کارنامه او با همه بلندی کوتاه است: او مردی بود که به زبان سياست حرف می زد. زبان ديگری نمی دانست و نياموخت. زبان سياست زبان مهرورزان نيست. زبان شاعران و روشنفکران نيست. زبان فيلسوفان و متالهان هم نيست. زبان سياست با زبان روزمره و زبان غيرسياسی تنها مشترکات لفظی دارد. شارون سرنمون سياستمدار بودن